محمد بن على ظهيرى سمرقندى

مقدمهء مصحح 11

سندباد نامه ( فارسى )

مقدّمهء مصحّح اصل و منشأ سندبادنامه ادبيات غنى فارسى بزرگترين ميراثى است كه از گذشتگان ما به ارث رسيده است . اين منبع سرشار به صورتهاى مختلف - اعم از منثور و منظوم ، مكتوب و شفاهى - در اختيار ما قرار دارد . يكى از اين گنجينه‌هاى باارزش كتابى است به نام سندباد كه طىّ قرنها و دوره‌هاى گذشته با نامهاى مختلفى چون : كتاب سندباد حكيم ، حكايت وزراء سبعه ، داستان هفت وزير ، هفت فرزانه ، كتاب مكر النساء ، قصهء شاهزاده و هفت وزير و . . . ناميده شده و امروز كه با نام سندبادنامه در دسترس ما قرار گرفته است ، كتابى است در آداب كشوردارى و رفتار با رعيت و از حيث تركيب و ساختمان شبيه كليله و دمنه . يعنى يك داستان اصلى كه در ضمن آن حكايتها و قصص ديگرى نيز مىآيد و آن داستان اصلى كه شبيه داستان سياوش و سودابه و قصهء يوسف و زليخا است ، چنين است : پادشاهى بود عادل و رعيّت‌پرور كه صاحب فرزند نمىشد تا اينكه پس از نذر و درخواست از خداى متعال ، صاحب پسرى شد . پادشاه پسر را براى تربيت به سندباد حكيم داد تا علم و حكمت به او بياموزد . چون پسر بزرگ شد و از علم و دانش برخوردار ، به خاطر اينكه صاحب جمال بود ، مورد عشق و علاقهء يكى از زنان حرم شاه واقع شد . زن به ملكزاده اظهار عشق كرده ، مىگويد : اگر مرا از وصال خود برخوردار